اندونی
نه در غربت دلم شاد است نه رویی در وطن دارم الهی چرخ برگردی از این طالع و اقبالی که من دارم کی گفته که من ازت خسته شدم؟اصلا مگه من اشاره ای به این موضوع کردم؟در هر صورت من دیگه رفتنیم احتیاج به محبت ندارم نه به گذشتت کاری داشتم نه به آیندت فقط احساسی که بهت داشتمو بهت گفتم نمیدونم چرا بهت گفتم کاش نمیگفتم شاید الان اینجوری نمیشد .بازم نمیدونم رو چه حسابی فکر کردی ازت خسته شدم شاید چون حال درستی ندارم حرفی زدم که ناراحت شدیو این فکرو کردی.اگه یکی بهت بگه تا چند وقت دیگه زنده میمونی واقعا رفتارت با بقیه چه جوری میشه؟من دیگه فرصتی ندارم که بخوام کسیو دوست داشته باشم این از این.من اینجا فعلا یدونه دوست دارم اونم باران بقیه هم ازم زده شدن کاری باهام ندارن عین تو.دیگه هیچی فرقی نداره واسم میخوام تا هستم اینجارو آپ کنم حالا با دوست یا بدون دوست.همه ازم خسته میشن توام روش.نه محبت میخوام نه عشق اشتباه کردم.هرجوری راحتی و دوست داری.مواظب خودت باش.واس همیشه خدافظ مثل امروز... مثل فردا... مثل فرداها... من اعتراض دارم منم میخوام بخندم به خودم به تو به همه خیلی تشنمه... تشنه محبت... تشنه عشق... فک میکنه منم خرم نمیفهمم... این روزا خون زیادی ازم میره... دلم میخواد برم شمال... شاید رفتم..................... گفتم اینو که میدونستم از اول... دکتر چقد وقت دارم؟ کم.... خیلی کم.....
| Design By : Night Skin |

